اختصاصی انطباق – سرویس سیاسی: واژه «اصلاحات» در فضای سیاسی ایران، نخستینبار در دوم خرداد ۱۳۷۶ با پیروزی سید محمد خاتمی، بهعنوان یک شعار و همزمان گفتمانی سیاسی وارد ادبیات عمومی شد؛ واژهای که در آن سالها، نهتنها معنایی جذاب داشت، بلکه حامل امید، تغییر و بازسازی رابطه حاکمیت و مردم بود. موج دوم خرداد، از مرکز تا استانها امتداد یافت و در گیلان، با محوریت نیروهای سنتی جریان چپ همچون «خط امام»، «مجمع روحانیون»، «مجمع فرهنگیان»، «سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی» و نیز نیروهای جداشده از جریان راست مانند «کارگزاران سازندگی» رنگ و بویی خاص یافت. مدیریت انتخابات در استان بیش از آنکه در دست احزاب باشد، در اختیار چهرههای مستقل قرار داشت؛ چهرههایی که سرمایه اعتماد عمومی را با خود داشتند.
—
۱. عصر طلایی همگرایی
در آغاز این حرکت، چهرههای مستقل از احزاب اما همسو با جریان چپ، با پشتوانه علمی، معنوی و اخلاقی خود، نقشی تعیینکننده داشتند. رقابت میان این لیدرها، در چارچوب پذیرش ساختار قدرت، بیشتر در جهت تقویت جایگاه جمعی اصلاحات پیش میرفت. شوراها، مجلس و جایگاههای اجرایی، مهمترین میدانهای نقشآفرینی آنان بود. گفتمان اصلاحات برای جوانان و دانشجویان جذاب و انگیزهبخش به نظر میرسید و نوعی همگرایی بیسابقه را رقم زد.
—
۲. آغاز واگرایی
با نزدیک شدن به پایان دولت خاتمی و شکلگیری جبهه مشارکت در گیلان، صفبندیهای درونی آشکارتر شد. اوج این واگرایی در انتخابات ۱۳۸۴ نمایان شد؛ جایی که حامیان هاشمی، معین و کروبی در سه جبهه جداگانه قرار گرفتند. اگرچه در سطح ملی نتیجه به سود جریان رقیب بود، اما در گیلان، حامیان کروبی رتبه نخست را کسب کردند. هشت سال دولت احمدینژاد با فشارهای امنیتی و محدودیتهای سیاسی، اصلاحطلبان را به فعالیتهای اجتماعی، فرهنگی و محیطزیستی سوق داد و حضور سیاسی آنان به شدت کمرنگ شد. تمامی دستاوردهای پیشین در ارکان قدرت از دست رفت.
—
۳. بازگشت به عرصه قدرت
انتخابات ۱۳۹۲ و ورود اولیه هاشمی، موجی تازه از امید ایجاد کرد؛ هرچند رد صلاحیت او، عرصه را به رقابت میان روحانی و عارف سپرد. در گیلان، بیشتر اصلاحطلبان ابتدا پشت سر عارف قرار گرفتند، اما با تحلیل ضرورت وحدت، به حمایت از روحانی پیوستند و در پیروزی او نقشآفرین بودند. این دوره فرصتی برای بازسازی نسبی احزاب بود، اما رشد «احزاب یکنفره» و سهمخواهیهای فاقد پشتوانه اجتماعی، شکافها را عمیقتر کرد و مانع انسجام کامل شد.
—
۴. تجربههای تکراری و آزمونهای ناکام
دولت اعتدال، اگرچه پیروزی خود را مدیون حمایت اصلاحطلبان میدانست، اما به دلیل شرایط پس از حوادث ۸۸ و محدودیتهای حاکمیتی، نتوانست بسیاری از چهرههای اصلاحطلب را وارد بدنه مدیریتی کند. در انتخابات مجلس، رد صلاحیت گسترده، اصلاحطلبان را به حمایت از نامزدهای اجارهای ـ با گرایش غالب به جریان راست ـ واداشت. در شوراها نیز به دلیل نبود انسجام و قدرتنمایی چهرههای موسوم به پدران معنوی اصلاحات، دستاورد مهمی حاصل نشد. در این میان، برخی اصلاحطلبان استان حتی از نامزدهای طیف پایداری حمایت کردند. نتیجه این روند، تشدید بیاعتمادی میان نخبگان و احزاب و بهویژه بدنه جوان شد.
—
۵. فرصت ۱۴۰۳ و تداوم چالشها
انتخابات ریاستجمهوری ۱۴۰۳ بار دیگر فرصتی ویژه پیش پای اصلاحطلبان گذاشت. تجربه تلخ تعدد نامزدها در ۱۳۸۴ این بار جدی گرفته شد و با مدیریت بهتر، بستر پیروزی نامزد مورد حمایت اصلاحطلبان فراهم آمد. شعار «جوانگرایی» در گیلان با انتخاب رئیس ستاد پزشکیان از میان جوانان عملی شد و تلاش شد نقش احزاب پررنگتر شود. با این حال، شکافهای قدیمی همچنان باقی ماند؛ برخی احزاب از اعضای خود خواستند مسئولیت احزاب دیگر را بر عهده بگیرند، «احزاب یکنفره» بازگشتند و چهرههای شناختهشده به جای انسجامبخشی، به مهندسی نتایج درونجریانی پرداختند. در انتصابات استانی نیز نقش اصلاحطلبان عملاً به ارائه لیست پیشنهادی محدود شد و حتی مواردی پیش آمد که از آنان خواسته شد گزینه مدیر ارشد استان را نیز در لیست خود قرار دهند تا همان فرد منصوب شود.
—
جمعبندی و راهکار
سه دهه تجربه نشان میدهد که جریان اصلاحات در گیلان، هرگاه به اخلاقمداری، همگرایی و استفاده از ظرفیت احزاب و چهرههای مستقل تن داده، توانسته پایگاه اجتماعی خود را حفظ و حتی گسترش دهد. در مقابل، سهمخواهی فردی، بیاعتمادی و ضعف سازماندهی حزبی، بیشترین آسیب را به این جریان زده است.
امروز اصلاحطلبان گیلان ناگزیرند:
بازسازی ساختار حزبی را بر محور تولید فکر، آموزش سیاسی و توسعه سازمانی قرار دهند.
خودانتقادی محترمانه و پذیرش خطاهای گذشته را به عنوان بخشی از فرهنگ سیاسی نهادینه کنند.
از گفتمان صرفاً انتقادی فاصله گرفته و برای توسعه استان برنامههای شفاف و قابل اجرا ارائه دهند.
اخلاق سیاسی را احیا کنند تا اعتماد عمومی بازسازی شود.
بدون این تغییرات، خطر حاشیهنشینی کامل و از دست رفتن ظرفیت اثرگذاری اصلاحطلبان در مدیریت استان، بیش از هر زمان دیگری جدی است.
در مطالب بعدی بصورت جزئی تر به عوامل فراز و فرود جریان اصلاحات در گیلان می پردازیم





















