حسین فروزان در این نشست پنج محور را مورد تأکید قرار داده است؛ شفافیت و اصلاح رویهها، جذب سرمایهگذاری واقعی، توسعه ابزارهای مالی، تسهیل صدور مجوزها و توسعه زیرساختها.
اگر دبیرخانه جدید بتواند همین تغییر نگاه را در نظام ارزیابی عملکرد مناطق آزاد نهادینه کند، میتوان به آینده امیدوار بود.
سرمایهگذار برای ورود به یک منطقه آزاد، پیش از هر چیز به یک محیط اقتصادی شفاف، سریع، قابل پیشبینی و کمهزینه نیاز دارد. بنابراین اصلاح فرآیندهای اداری شاید از ساخت یک پروژه عمرانی پرهزینهتر نباشد، اما میتواند اثر اقتصادی بسیار بزرگتری داشته باشد.
از همین منظر، وعده کاهش بروکراسی اداری باید به یک پروژه مشخص تبدیل شود؛ پروژهای که در آن زمان صدور مجوز، مسئول هر مرحله، موانع قانونی و میزان تأخیرها قابل مشاهده باشد. اگر چنین اتفاقی رخ دهد، «شفافیت» به یک مزیت رقابتی برای مناطق آزاد تبدیل میشود.
در این میان، تأکید بر جذب سرمایهگذاری واقعی نیز اهمیت ویژهای دارد. اقتصاد مناطق آزاد نباید با تعداد طرحهای مصوب یا تفاهمنامههای امضاشده سنجیده شود.
معیار موفقیت باید این باشد که چه میزان سرمایه وارد منطقه شده، چه تعداد فرصت شغلی ایجاد شده، چه میزان تولید شکل گرفته، چه مقدار صادرات انجام شده و چه ارزشی به اقتصاد ملی افزوده شده است.
این تغییر معیار، میتواند فضای رقابت میان مناطق آزاد را نیز متحول کند؛ رقابتی بر سر خلق ارزش اقتصادی، نه صرفاً ارائه آمار و گزارش عملکرد.
از سوی دیگر، توسعه ابزارهای نوین مالی میتواند یکی از مهمترین کلیدهای عبور مناطق آزاد از محدودیتهای منابع مالی باشد. بسیاری از پروژههای بزرگ زیرساختی دیگر نمیتوانند صرفاً با اتکا به منابع داخلی سازمانها پیش بروند. ورود جدی بازار سرمایه، مشارکت بخش خصوصی و مدلهای تأمین مالی پروژه، میتواند منابع جدیدی را به سمت زیرساختهایی هدایت کند که خود مولد سرمایه و اشتغال هستند.
اما در این مسیر باید یک اصل را فراموش نکرد: تأمین مالی نباید هدف باشد؛ تأمین مالی باید وسیلهای برای خلق ارزش باشد.
در میان مناطق آزاد کشور، منطقه آزاد انزلی از ظرفیت ویژهای برای بهرهگیری از این رویکرد برخوردار است. بندر کاسپین، کریدور شمال ـ جنوب، دسترسی به بازار روسیه و کشورهای حاشیه خزر و ظرفیتهای صنعتی و لجستیکی، مجموعهای از مزیتهایی را ایجاد کرده که کمتر منطقهای در کشور به صورت همزمان در اختیار دارد.
با این حال، مزیت جغرافیایی به تنهایی توسعه ایجاد نمیکند. آنچه یک موقعیت جغرافیایی را به قدرت اقتصادی تبدیل میکند، زیرساخت، سرمایه، مدیریت، اتصال به بازار و سیاستگذاری درست است.
منطقه آزاد انزلی میتواند یکی از نخستین عرصههایی باشد که سیاستهای جدید دبیرخانه در آن به آزمون گذاشته شود. اگر سرمایهگذاریها در این منطقه از پروژههای منفرد فراتر رفته و در قالب یک زنجیره اقتصادی به بندر، لجستیک، صنعت، تجارت، صادرات و بازار اوراسیا متصل شوند، انزلی میتواند نقشی فراتر از یک منطقه آزاد ایفا کند و به یکی از گرههای مهم تجارت منطقهای ایران تبدیل شود.
از این رو، آغاز دوره جدید دبیرخانه شورای عالی مناطق آزاد میتواند فرصتی برای بازگشت مناطق آزاد به فلسفه اصلی خود یعنی خلق مزیت، جذب سرمایه، توسعه تولید، افزایش صادرات و اتصال اقتصاد ایران به اقتصاد منطقهای و جهانی باشد.
البته امید به آینده نباید به انتظار منفعلانه تبدیل شود. اکنون باید از دبیرخانه جدید انتظار داشت که برای هر یک از پنج محور اعلامشده، برنامه مشخص، زمانبندی روشن و شاخص قابل اندازهگیری ارائه کند.
اگر گزارش عملکرد مناطق آزاد با میزان سرمایه محققشده، تولید، صادرات، اشتغال، ترانزیت و ارزش افزودهای که برای اقتصاد کشور ایجاد کردهاند، سنجیده شود شاید منطقه آزاد انزلی به واسطه موقعیت کمنظیر خود در شمال کشور میتواند یکی از مهمترین برندگان این تحول باشد.





















