• امروز : دوشنبه - ۱۲ مرداد - ۱۴۰۵
  • برابر با : 19 - صفر - 1448
  • برابر با : Monday - 3 August - 2026
1

از توهم توسعه تا حقیقت جامعه؛ خالی فروشی امید و سقوط سرانه درآمد هر گیلانی

  • کد خبر : 34467
  • 12 مرداد 1405 - 15:56
از توهم توسعه تا حقیقت جامعه؛ خالی فروشی امید و سقوط سرانه درآمد هر گیلانی
ریشه مصائب موجود در عدم توسعه‌یافتگی گیلان یا مشکلات اقتصادی که وجود دارد فقط با گسترش صنعت و کشاورزی حل نمی‌شود چرا که این پتانسیل در استان موجود است و معضل اجتماعی و فرهنگی است که سبب شده بحران اقتصادی گریبان این استان سرسبز و پرآوازه ایران را بگیرد

اختصاصی انطباق- سرویس اقتصادی: قدرناشناسی از نعمتی که بدون زحمت به دست آورده باشی و سال‌ها بدون رنج در اختیارت بوده باشد یک سنت قدیمی در میان بشر است و این ژن که از انسان بروز می‌کند زمینه‌ساز بسیاری از مصائبی است که همواره جوامع بشری رانتیر با آن دست و پنجه نرم می‌کنند.

معضلی که در ایران به ویژه در سال‌های گذشته بسیار به آن گرفتار بوده‌ایم و چون به لطف طبیعت، سرمایه‌های فراوانی در جغرافیای ما وجود داشت سبب شد بدون توجه به توسعه و رشد با ثبات و ریشه‌ای به داشته‌هایی که هیچ نقشی در ایجاد آن نداشتیم مغرور شویم و این سرمایه را حراج کنیم و وضع بشود آنکه امروز مشاهده می‌کنیم.

مسأله‌ای که به آن اشاره کردیم شاید یکی از اصلی‌ترین عوامل وضعیت این روزهای کشور است ولی همواره به دنبال در دسترس‌ترین مقصر یعنی دشمن و تحریم می‌رویم غافل از اینکه کم کاری، عدم توجه به پتانسیل های موجود، به روز رسانی ابزار توسعه، بکارگیری نیروهای انسانی مجرب و متخصص و هم‌چنین ایجاد شوق و اشتیاق به حرکت در مسیر توسعه موئلفه‌هایی است که نه تنها ایران بلکه هر جامعه مدنی مدرنی را نیز در صورت بی‌توجهی به کوخ‌نشینی مبدل می‌کند.

ریشه اینکه هر روز شاهد آن هستیم که بیابان‌نشینان حاشیه خلیج فارس با تکنولوژی منحصر به فرد و الگوی توسعه حقیقی و نه فرازمینی به تصویری دست نیافتنی برای جوانان ایرانی مبدل می‌شوند را می‌توان در بادیه‌نشینی این کشورها در آینده دور و دوراندیشی جامعه و مسئولان آن‌ها در این نزدیکی جستجو کرد.

بحران عدم توسعه مردم محور و انتقال وزن مسئولیت برای پیشرفت بر گردن دیگری را نه تنها در کشور ما، بلکه در استان‌ها، شهرها، بخش‌ها، روستاها و محلات نیز می‌توان به وضوح مشاهده کرد.

برای مثال در استان گیلان که پتانسیل‌های جغرافیایی و ژئوپلیتیک آن بر هیچ‌کس پوشیده نیست ما شاهد اوج بیکاری، عدم باروری و کاهش جمعیت و مشکل توسعه یافتگی در مناطق آن هستیم.

تا جاییکه معاون برنامه ریزی و توسعه اقتصادی سازمان مدیریت و برنامه ریزی گیلان با اعلام اینکه استان گیلان سه درصد جمعیت کشور را دارد اما کمتر از ۲ درصد تولید ناخالص کشور را به خود اختصاص می‌دهد، گفت: این شاخص نشان می‌دهد که باید در خصوص مقررات و آئین نامه‌های دست و پاگیر در استان بازنگری یا مصوبات لازم از هیات دولت برای انجام برخی کارهای بر زمین مانده اخذ شود. چون گیلان سرشار از مواهب طبیعی است ولی متاسفانه مردم این استان به دلیل موانع و مقررات نتوانسته‌اند از این همه نعمت به درستی بهره‌مند شوند.
معاون برنامه ریزی و توسعه اقتصادی سازمان مدیریت و برنامه ریزی گیلان ادامه داد، طبق آمارها درآمد سرانه هر گیلانی ۶۵ درصد درآمد سرانه یک ایرانی است که نشاندهنده اقتصاد ضعیف در استان است.

معاون برنامه ریزی و توسعه اقتصادی سازمان مدیریت و برنامه ریزی گیلان هدف را توسعه در بخش‌های کشاورزی و صنعت استان عنوان می‌کند، موضوعی که بی‌شک بخشی از هدف‌گذاری اینگونه مسئولان ناشی از جغرافیای گیلان است ولی با نگاهی به آمار متوجه می‌شویم که مشکل فقط سرمایه‌گذاری نیست چرا که آخرین داده‌های مرکز آمار ایران نشان می‌دهد استان‌های مازندران، کرمان و فارس بیشترین ارزش افزوده‌ گروه کشاورزی را در میان استان‌های کشور و استان‌های ایلام، قم و کهگیلویه و بویراحمد نیز کمترین ارزش افزوده را در این بخش تولید کرده‌اند گیلان نیز با فاصله زیاد از مازندران در رتبه هشتم جدول و پس از استان‌های خشکی مثل خراسان رضوی و تهران است.

گزارش فوق سهم و رتبه‌ی استان‌ها بر اساس متغیرهای مهم بخش کشاورزی در مهر ۱۴۰۲ منتشر شد. در این گزارش سهم استان‌ها از ارزش افزوده‌ی بخش کشاورزی و سهم ارزش افزوده‌ی استان‌ها از کل ارزش افزوده‌ی آن‌ها آورده شده است. همچنین استان‌های کشور بر اساس متغیرهای مهم بخش کشاورزی بر اساس آخرین اطلاعات موجود رتبه‌بندی شده‌اند. اهمیت بخش کشاورزی در تولید ناخالص داخلی آمار حساب‌های ملی ایران میزان محصول ناخالص داخلی و ارزش افزوده‌ی رشته فعالیت‌های اقتصادی در کشور را به تفکیک به قیمت ثابت سال ۱۳۹۰ گزارش کرده است.  یکی از فعالیت‌های اصلی مربوط به گروه کشاورزی است که شامل دو فعالیت کشاورزی و ماهی‌گیری می‌شود. مطابق این آمار سهم گروه کشاورزی از کل محصول ناخالص داخلی به قیمت بازار در سال ۱۴۰۱ برابر با ۴۸ هزار و ۷۹۴ میلیارد تومان بوده و ۶٫۵ درصد از محصول کل را به خود اختصاص داده است. در سال ۱۳۹۹ نیز سهم این گروه برابر با ۵۲ هزار و ۹۸۶ میلیارد تومان بوده و ۷٫۲ درصد از محصول کل را به خود اختصاص داده است. بررسی‌ها نشان می‌دهد سهم ارزش افزوده‌ بخش کشاورزی از محصول کل از سال ۱۳۸۵ به بعد تغییر چشم‌گیری نداشته است و در محدوده‌ی ۶ تا ۷ درصدی نوسان کرده است.سهم استان‌ها در کشاورزی کشورآخرین داده های مرکز آمار ایران در خصوص تولید بخش کشاورزی استان‌ها مربوط به داده‌های سال ۱۳۹۹ بوده است. مطابق این گزارش که به تازگی منتشر شده است، استان مازندران با ۸٫۴۲ درصد بیشترین سهم از ارزش افزوده‌ی بخش کشاورزی در کشور را تولید کرده است.به این معنا که از کل تولیدات بخش کشاورزی در سال ۱۳۹۹ که معادل با ۵۲ هزار و ۹۸۴ میلیارد تومان بوده حدودا ۴ هزار و ۴۸۱ میلیارد تومان در استان مازندران تولید می شود که سهمی ۸٫۴ درصدی دارد.در این رده بندی استان‌های کرمان و فارس در مراتب دوم و سوم قرار دارند. استان ایلام نیز با ۰٫۷۲ درصد کمترین سهم در تولید ارزش افزوده‌ی این بخش را در کشور داشته است و پس از آن استان‌های قم و کهگیلویه و بویر‌احمد کمترین سهم از ارزش افزوده بخش کشاورزی را در کشور ثبت کرده‌اند.

اشاره دیگر آقای مسئول به بخش صنعت استان گیلان است چراکه صنعت یکی از بخش‌های سه‌گانه اقتصاد است که مشاغل گسترده‌ای را در خود جای داده است. در این گروه، مشاغلی از خودروسازی و قطعه‌سازی گرفته، تا فرش‌بافی و حصیربافی قرار گرفته‌اند بنابراین قدرت اشتغال‌زایی بالایی دارد. داده‌های مرکز آمار نشان می‌دهد که در سال‌های گذشته، سهم صنعت از اشتغال در کل کشور ۳۳٫۷ درصد بوده است. به عبارت دیگر، از هر ۱۰۰ نفر شاغل در کل کشور، تقریبا ۳۳ نفر در بخش صنعت مشغول به کار بوده‌اند.

این نسبت میانگینی از کل کشور است و برای هر استان به صورت جداگانه محاسبه و اعلام می‌شود. طبق این محاسبات، سهم بخش صنعت از اشتغال کل کشور در استان یزد بالاتر از سایر استان‌ها بوده و نزدیک به ۴۷ درصد است. پس از آن نیز استان‌های مرکزی، البرز و قم قرار گرفته‌اند. استان تهران از نظر سهم صنعت از اشتغال نیز در جایگاه دوازدهم قرار گرفته است. در سوی دیگر این طیف، استان‌های کرمان و کرمانشاه‌ها قرار گرفته‌اند که سهم صنعت از اشتغال در آن‌ها کمتر از ۲۵ درصد است.

از میان ۳۲ استان کشور، سهم بخش صنعت از اشتغال کشورها در استان یزد ۴۶٫۷ درصد بوده که بالاتر از سایر استان‌ها است. به عبارت دیگر، در این استان از هر ۱۰۰ نفر شاغل، نزدیک به ۴۷ نفر در بخش صنعت مشغول به کار هستند. در رتبه دوم، استان مرکزی قرار گرفته که این نسبت در آن برابر با ۴۵ درصد است. استان‌های البرز و قم نیز در جایگاه سوم و چهارم ایستاده‌اند. سهم بخش صنعت از اشتغال در این استان‌ها به ترتیب ۴۴٫۳ درصد و ۴۳٫۷ درصد است. این نسبت در استان‌ تهران به ۳۵٫۸ درصد رسیده و این استان را در ردیف دوازدهم بین سایر استان‌ها قرار داده است.

در سوی دیگر این طیف، استان‌های کرمان، کرمانشاه، آذربایجان غربی و گیلان قرار گرفته‌اند که سهم صنعت از اشتغال در آن‌ها به کمتر از ۲۷ درصد می‌رسد. این نسبت در کرمان از سایر استان‌ها کمتر و برابر با ۲۲٫۷ درصد است. شاغلان استان کرمان به جای بخش صنعت، بیش‌تر در بخش کشاورزی و بعد از آن در بخش خدمات فعال هستند.

سهم گروه صنعت از اشتغال استان‌ها در سال‌های گذشته نسبت به سال ۱۴۰۱ بدون تغییر نبوده است. از میان تمام استان‌های کشور، این سهم در ۴ استان بیش از ۲ واحد درصد افزایش و در ۲ استان بیش از یک واحد درصد کاهش یافته است.به بیان دقیق‌تر، این سهم در استان کهگیلویه و بویراحمد نسبت به سال ۱۴۰۱ به میزان ۲٫۸ واحد درصد افزایش یافته است. این افزایش، شدیدتر از سایر استان‌ها بوده است. پس از آن، استان‌های البرز و اردبیل قرار گرفته‌اند که این سهم در آن‌ها به ترتیب ۲٫۲ واحد درصد و ۲٫۱ واحد درصد بیش‌تر شده است. در مقابل، سهم صنعت از اشتغال برخی استان‌ها نیز کاهش یافته که مصداق بارز آن استان کرمانشاه با ۱٫۹ واحد درصد کاهش در این سهم است.

اما آیا می‌دانید جایگاه گیلان با وجود اینکه از صنایع کلیدی و عظیم در کشور برخوردار است در در جدول کجاست؟! چهارم از آخر!

پس بی‌شک با توجه به وجود شالیزارهای گسترده، باغ‌های عظیم میوه و چای و ظرفیت ماهیگیری و دامپروری استان و همچنین وجود صنایع عظیم و با سابقه غذایی، فولادی، ابریشم و الکترونیک و سایر مشاغل، مشکل تنها توسعه این مولفه‌های اقتصادی استان نیست چرا که بهره‌برداری از همین پتانسیل‌ها نیز با حداکثر ظرفیت صورت نمی‌گیرد و ما شاهد آن هستیم که باغ‌های میوه به دلیل افزایش هزینه تولید رها شده، صنعت ابریشم به دلیل بی‌توجهی به خروجی تولید و کسب حاشیه سود بی‌رمق شده، بسیاری از جوانان استان دیگر به دنبال ادامه راه پدران خود در حوزه دامپروری نیستند چرا که تهیه نهادهای دامی در برخی موارد از تهیه مواد مخدر سخت‌تر است، بسیاری از جوانان به دلیل پایین بودن دستمزد و بالا بودن هزینه زندگی دیگر حاضر به همکاری با صنایع نیستند و در بنگاه‌های معاملات ملکی فعالیت دارند، بسیاری از شالیزارهای گسترده استان یا از کار افتاده‌اند یا بر اساس برخی اخبار از جانب استان‌های دیگر اجاره و بهره‌برداری می‌شوند چرا که مردم دیگر توانایی و امید کار روی این زمین‌ها را ندارند؛ بهتر است مسئولان محترم بجای بیان مسائل تئوریک کمی در کف جامعه سیر کنند تا مصائب را آنگونه که هست پیگیری کنند و زحمت حل آن را بکشند اگر همچین نیتی وجود دارد.

از طرفی دیگر بی‌شک لازم به ذکر نیست که توسعه‌یافتگی کشورهایی مانند ترکیه، امارات متحده عربی یا حتی عربستان صرفا برای مسائل صنعتی یا کشاورزی نیست و مسئولان باید توجه داشته باشند که گردشگری نیز این روزها در علم مدرن دنیا به صنعتی عظیم تبدیل شده است که می‌تواند یک تنه بار یک استان که هیچ، یک کشور را نیز به عهده بگیرد ولی آیا منافع، نگاه‌های بسته و بندهای قانونی و غیرقانونی اجازه رشد این صنعت در استان را داده است؟!

مجید یوسفی از فعالان رسانه‌ای در مطلبی با عنوان واکاوی عقب ماندگی کارآفرینان در صنایع گیلان در گفت و گویی که با فریدون شیرین‌کام داشته در بخشی از سخنانش می‌گوید که اندیشمندان و صاحب نظران، بخشی از تاخر و واماندگی صنایع در گیلان را، فقدان فرهنگ کار و بی اعتنایی به مقوله سرمایه و انباشت گیلانی ها قلمداد کرده اند.

فریدون شیرین کام، نویسنده و محقق تاریخ اقتصادی و کارآفرینی در ایران کم و بیش نزیک به دو دهه است که چالش های کارآفرینی در ایران معاصر را دنبال می کند. وقتی گذشته های استان گیلان را مطالعه می کنیم، اغلب دیده می شود که در این منطقه کارآفرینان برجسته ای وجود ندارند و بیشتر کارآفرینان از مناطق دیگر کشور آمده اند. از محمد حسین امین الضرب که از  اصفهان یا کاشف‌السلطنه از تربیت حیدریه آمده بودند تا تومانیانس که خاستگاه او از تبریز و روسیه بود و… آیا این بدان علت است که در اینجا اعتقادی مبنی بر کارآفرینی وجود نداشت یا این که دل‌مشغولی کشاورزی و خرید و فروش اراضی پر رنگ تر بود؟ آیا بیشتر دلایل اجتماعی وجود داشته یا اقتصادی؟تصور می‌کنم اگر یک مقدار وسیع‌تر به کارهای مطالعاتی تاریخ اقتصادی و بنگاه‌داری در ایران نگاه کنیم آدم‌های بزرگی که کنشگری اقتصادی‌شان را از سطح محلی ـ استانی به سطح سرزمینی و ملی منتقل کنند در گیلان کم و نادر بودند. مخصوصا آنها که بعدها وارد بازارهای بین المللی شدند. می‌خواهم بگویم این تنها مختص گیلان نبوده بلکه در نقاط دیگر کشور نیز صادق است مثلاً در کردستان، زاهدان، سیستان و بلوچستان هم این فقدان را داریم. به نظر می‌رسد می‌توان به راحتی به عوامل‌ فرهنگی خاص یک منطقه یا به تئوری‌های کلان‌تر اکتفا کرد. مثلاً از دیدگاه ماکس وبر پویایی مخصوص یک گفتمان و آن گفتمان هم آیین‌های تازه است. فکر می‌کنم موضوع بحث ما نگاه وبر که نگاهی جهانی بود نیست. ما می‌گوییم گویی تصور ما این است که در همین ایران فعلی در مناطقی این پویایی‌ها را می‌دیدیم و در مناطق دیگر این پویایی مشاهده نمی‌شد. مثلاً به کاشان، اصفهان، تبریز و یزد که نگاه می‌کنیم گویی این پویایی‌ها در آنجا وجود داشت.
به نظر می‌رسد راه‌ها و گزینه های آسان، درگیر نشدن با مسایل دشوار و این مفهوم که  سری که درد نمی‌کند دستمال نمی‌بندد از جمله دلایل عقب افتادگی صنایع گیلان باشد. عمدتاً نگاه ما معطوف به این است که می‌توانی راحت زمین و ملک بخری، انباشتت را حفظ کنی، با کسی درگیر نشوی، در معرض تهدید هم نباشی چون قابل ارزیابی‌اش کم است و سرمایه‌ای است که دیده نمی‌شود. بنابرین طبیعی است که آدم‌هایی با آن مهارت و پیچیدگی وجود نداشته باشد. ما هم می‌دانیم توانایی محصول یک تاریخ است، این گونه نیست که کسی قرص بخورد یا یک آمپول بزند و یک مرتبه همایون کاتوزیان شود. کاتوزیان شدن به این راحتی نیست، برخوردار شدن هم به این راحتی‌ها نیست، دهخدا شدن محصول چهل سال تلاش است، فعال صنعتی شدن هم به این آسانی نیست که خیال کنیم هرکسی که انباشت داشته باشد می تواند فعال صنعتی شود. این محصول یک تاریخ و تجربه زیسته است. شروع کردن از صفر، مرحله به مرحله پیش رفتن است. آدم‌هایی که تحمل این شکیبایی و این پیچیدگی را داشته باشند کمتر می‌بینیم.

ولی ‌فکر می‌کنم در گیلان افرادی که صاحب ثروت هستند کمتر از جاهای دیگر نیست، منتها دارایی‌ها را اگر بروید در شرق گیلان ببینید مشخص است چه کسانی هستند که صد نقطه از منطقه زمین خرید کرده اند، صد جا مغازه دارند و همۀ پول‌هایشان را درون ملک و خانه خوابانده اند.

همانطور که می‌بینید، ریشه مصائب موجود در عدم توسعه‌یافتگی گیلان یا مشکلات اقتصادی که وجود دارد فقط با گسترش صنعت و کشاورزی حل نمی‌شود چرا که این پتانسیل در استان موجود است و معضل اجتماعی و فرهنگی است که سبب شده بحران اقتصادی گریبان این استان سرسبز و پرآوازه ایران را بگیرد. استانی که می‌توان آن را دروازه ایران به قفقاز معرفی کرد و تنگه ارتباط پایتخت با روسیه ولی متاسفانه شاهد آن هستیم که مسائل فرهنگی، فشل بودن سیستم بوروکراتیک و اداری، تنگ نظری مدیریتی، حرکت روی ابر و بدون توجه به حقایق و بدیهیات و چندین دلیل دیگر سبب شده که استان گیلان با این حجم از ثروت طبیعی و خدادادی دچار این وضعیت تاسف‌بار توسعه و پیشرفت باشد بحرانی که به نظر با دوری از خودشیفتگی و رویافروشی و نیز نظارت، کنترل و همچنین تلاش گسترده بدون نگاه به منافع شخصی و جناحی می‌تواند حل شود و این خطه گیلان را به جایگاه اصلی خود که بهشت ایران است نزدیک‌تر کند.

لینک کوتاه : https://entebaagh.ir/?p=34467

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.