انطباق: عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران صبح امروز در پکن با وانگ ئی، وزیر امور خارجه چین دیدار و گفتوگو کرد. این دومین سفر عراقچی به پکن از زمان آغاز جنگ است و از همین رو نمیتوان آن را صرفاً یک دیدار معمول دیپلماتیک دانست.
چین در ماههای گذشته تلاش کرده نقش خود را بهعنوان یکی از کانالهای دیپلماتیک میان ایران و آمریکا حفظ کند؛ نقشی که در مقطع فعلی اهمیت بیشتری پیدا کرده، زیرا در کنار میدان نظامی، بخش مهمی از فشار واشنگتن بر تهران به اقتصاد، فروش نفت و شبکههای مالی مرتبط با ایران منتقل شده است.
از سوی دیگر، پکن خود مستقیماً در معرض فشارهای آمریکا قرار دارد. واشنگتن در هفتههای گذشته تحریمهایی را علیه مجموعههایی که به گفته مقامهای آمریکایی به اقتصاد و تجارت ایران کمک میکنند اعمال کرده و در عین حال تلاش دارد مسیرهای مالی ایران از طریق چین را محدود کند.
واشنگتن و پکن؛ مذاکره درباره ایران در کنار اختلافات اقتصادی
نکته مهم در این میان، تماسهای مستقیم و فشردهتر آمریکا و چین است. اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، اعلام کرده قرار است این هفته با «هه لیفنگ»، معاون نخستوزیر چین، دیدار کند؛ دیداری که موضوع ایران و ارتباطات مالی چین با تهران یکی از محورهای آن خواهد بود.
این دیدار همچنین در آستانه دیدار احتمالی دونالد ترامپ و شی جینپینگ در ۲۴ سپتامبر انجام میشود. ناگفته نماند که علاوه بر ایران، موضوع اختلافات تجاری و اقتصادی نیز روی میز پکن و واشنگتن قرار دارد؛ بنابراین سفر عراقچی به پکن را باید در یک مثلث دیپلماتیک دید؛ تهران که به دنبال حفظ مسیرهای سیاسی و اقتصادی خود است، واشنگتن که تلاش میکند فشار بر ایران را افزایش دهد و پکن که هم شریک اقتصادی تهران است و هم در حال مذاکره مستقیم با واشنگتن.
این وضعیت، چین را در موقعیتی متفاوت از بسیاری از بازیگران دیگر قرار داده است. پکن از یک طرف نمیخواهد رابطه راهبردی خود با تهران را کنار بگذارد و از طرف دیگر، درگیر رقابت گسترده اقتصادی و ژئوپلیتیکی با آمریکا است.
نفت ایران؛ نقطه اتصال تهران، پکن و واشنگتن
یکی از مهمترین موضوعات در رایزنیهای آمریکا و چین، نفت ایران است. گزارشهای اخیر نشان میدهد چین همچنان مهمترین خریدار نفت ایران است و بخش مهمی از تجارت نفتی تهران از مسیر شرکتها و شبکههای مرتبط با چین انجام میشود.
رویترز نیز گزارش داده ایران طی یک سال گذشته حدود ۲ تا ۲.۵ میلیارد دلار از درآمدهای نفتی خود را از طریق یک سازوکار تجاری مستقر در چین جابهجا کرده است. این موضوع نشان میدهد چرا واشنگتن در تلاش است فشار خود را از سطح تحریمهای مستقیم ایران به شبکههای مالی و تجاری مرتبط با چین گسترش دهد.
برای تهران، این مسئله فقط یک موضوع اقتصادی نیست. فروش نفت و دسترسی به درآمدهای آن در شرایط جنگ، بخشی از توان اقتصادی کشور برای ادامه اداره اقتصاد و تأمین هزینههای جنگ محسوب میشود.
برای واشنگتن نیز مسئله روشن است و اگر بخش مهمی از فشار اقتصادی از طریق بازار چین خنثی شود، اثرگذاری تحریمها کاهش پیدا میکند.
برای پکن، اما ماجرا پیچیدهتر است، زیرا چین نمیخواهد بهسادگی از منافع اقتصادی خود در تجارت انرژی ایران صرفنظر کند، اما همزمان نمیتواند فشارهای آمریکا را نادیده بگیرد؛ بهخصوص در شرایطی که قرار است رهبران دو کشور نیز با یکدیگر دیدار کنند.
چین چقدر میتواند میان ایران و آمریکا نقشآفرینی کند؟
سفر عراقچی به چین را میتوان بخشی از تلاش تهران برای فعال نگه داشتن دیپلماسی در شرایط جنگ دانست. اما نباید از این سفر انتظار یک میانجیگری فوری یا توافق سهجانبه داشت.
چین پیش از این نیز تلاش کرده در موضوع جنگ و مذاکرات ایران و آمریکا نقش داشته باشد. در مقاطع مختلف، وانگ یی درباره ضرورت پایان درگیری و بازگشت به مسیر دیپلماسی موضع گرفته و پکن نیز بر حل سیاسی بحران تأکید کرده است.
با این حال، قدرت مانور چین محدود به مواضع دیپلماتیک نیست و به رابطهاش با آمریکا و محاسبات اقتصادی خودش نیز بستگی دارد. اگر پکن بخواهد در پرونده ایران فعالتر شود، باید همزمان میان حفظ رابطه با تهران و مدیریت اختلافات خود با واشنگتن تعادل ایجاد کند.
از همین زاویه، دیدار عراقچی و وانگ یی اهمیت دارد؛ چرا که میتواند به تهران امکان دهد مواضع خود درباره ادامه جنگ، مسیرهای دیپلماتیک، تحریمها و آینده پرونده هستهای را مستقیماً با یکی از مهمترین شرکای خود هماهنگ کند.
جنگی که برای آمریکا هم هزینهزا شده است
در طرف آمریکایی نیز نشانههایی از افزایش هزینههای ادامه جنگ دیده میشود. گزارش تازه رویترز بر اساس برآورد دفتر بودجه کنگره آمریکا نشان میدهد هزینه جنگ ایران برای آمریکا تا اوت ۲۰۲۶ به حدود ۳۸ میلیارد دلار رسیده و این رقم میتواند ماهانه حدود ۳ میلیارد دلار دیگر افزایش پیدا کند. این جنگ همچنین فشار بر ذخایر مهمات آمریکا و قیمت انرژی را افزایش داده است.
همزمان، مجلس نمایندگان آمریکا روز ۱۵ سپتامبر برای سومین بار قطعنامهای را برای پایان دادن به جنگ تصویب کرد؛ قطعنامهای که با وجود رأی ۲۲۰ نماینده در برابر ۲۰۴ نماینده، با توجه به مخالفت دولت ترامپ هنوز به معنای پایان عملیات نظامی نیست.
این تحولات نشان میدهد فشار جنگ فقط در تهران احساس نمیشود. واشنگتن نیز با هزینههای نظامی، انرژی و سیاسی آن مواجه است و همین مسئله میتواند اهمیت کانالهای دیپلماتیک را افزایش دهد.
پکن حالا فقط «شریک ایران» نیست؛ بخشی از معادله مذاکره است
در چنین شرایطی، اهمیت سفر عراقچی به چین بیشتر از آن است که صرفاً به روابط تهران و پکن محدود شود. چین امروز همزمان شریک اقتصادی ایران، یکی از خریداران اصلی نفت ایران و طرف مذاکره آمریکا است.
این همزمانی یک پیام روشن دارد؛ پرونده جنگ ایران و آمریکا دیگر فقط در تهران و واشنگتن تعیین تکلیف نمیشود. قیمت نفت، تنگه هرمز، تحریمها، تجارت چین با ایران و رقابت آمریکا و چین، همه به یکدیگر گره خوردهاند.
حتی واشنگتن و پکن، با وجود اختلافات عمیق، اکنون درباره موضوع ایران مستقیماً گفتوگو میکنند. دیدار قریبالوقوع بسنت و هه لیفنگ نیز نشان میدهد ایران به یکی از موضوعات مهم در دستور کار روابط اقتصادی و سیاسی دو قدرت بزرگ تبدیل شده است.
از این منظر، دیدار امروز عراقچی و وانگ یی را باید بیش از یک سفر دوجانبه دید: تهران در حال گفتوگو با پکن است، درحالیکه واشنگتن همزمان تلاش میکند با پکن بر سر همان پرونده به تفاهم یا دستکم مدیریت اختلاف برسد. نتیجه این رایزنیها میتواند بر مسیر جنگ، تحریمها، فروش نفت ایران و حتی امکان بازگشت به یک مسیر دیپلماتیک اثر بگذارد؛ هرچند در حال حاضر نشانهای از یک توافق نهایی میان ایران و آمریکا منتشر نشده است.





















