یادداشت- قاسم رضاییان*: چای در گیلان تنها یک محصول کشاورزی نیست، بلکه یکی از مزیتهای راهبردی استان در حوزه تولید، اشتغال، هویت بومی و صادرات غیرنفتی به شمار میرود و به عبارتی دیگر به عنوان یک برندی ملی در رقابت جهانی مطرح است ، اما در شرایط فعلی تجاری کردن این محصول حائز اهمیت است. .
گیلان به عنوان قطب اصلی تولید چای کشور، همچنان بیشترین سطح زیر کشت این محصول را در اختیار دارد و در کنار کمیت، از حیث کیفیت نیز جایگاهی ممتاز در کشور و حتی در بازارهای هدف خارجی دارد
بر اساس اعلام استاندار گیلان، پیشبینی میشود میزان خرید برگ سبز چای در سالجاری به حدود ۱۳۷ هزار تن برسد؛ رقمی که در مقایسه با ۹۸ هزار تن سال گذشته، افزایشی نزدیک به ۴۰ درصد را نشان میدهد. این روند افزایشی در بخش فرآوری نیز مشهود است، بهگونهای که انتظار میرود میزان تولید چای خشک از ۲۲ هزار تن در سال گذشته به حدود ۳۰ هزار تن در سالجاری افزایش یابد. این ارقام بهخوبی بیانگر آن است که صنعت چای کشور، بهویژه در گیلان، در مسیر احیا، رشد و بازگشت به جایگاه واقعی خود قرار گرفته است.
از سوی دیگر، افزایش نرخ خرید تضمینی برگ سبز چای در سالجاری نیز اقدامی مؤثر در جهت حمایت از چایکاران ارزیابی میشود. امسال قیمت خرید برگ سبز چای درجه یک ۷۲ درصد و چای درجه دو ۶۷ درصد افزایش یافته است.
بیتردید این رشد قیمت، در شرایطی که هزینههای تولید از جمله دستمزد، نهادهها، حملونقل و فرآوری نیز روندی صعودی داشته، یکی از مهمترین ابزارهای حمایتی دولت برای حفظ انگیزه تولیدکنندگان و پایداری فعالیت باغداران محسوب میشود.
البته همزمان باید آثار این افزایش بر قیمت نهایی بازار مصرف نیز با دقت رصد و مدیریت شود تا ضمن حمایت از تولیدکننده، قدرت خرید مصرفکننده نیز دچار آسیب نشود.
امروز چای ایرانی به ۲۷ کشور جهان صادر میشود و کشورهایی همچون ترکیه، روسیه، چین، هندوستان، آذربایجان و ارمنستان از جمله مشتریان این محصول هستند. سال گذشته نیز نزدیک به ۲۰ میلیون دلار ارز از محل صادرات چای وارد کشور شد. این آمارها نشان میدهد چای ایران، بهویژه چای تولیدی گیلان، از ظرفیت قابل توجهی برای حضور مؤثرتر در بازارهای منطقهای و بینالمللی برخوردار است و در صورت برنامهریزی هدفمند، میتواند به یکی از محورهای جدی ارزآوری در بخش کشاورزی تبدیل شود.
در این میان، ارتقای کیفیت فرآوری و بهبود بستهبندی در سالهای اخیر، فرصت تازهای برای رقابتپذیری چای ایرانی فراهم کرده است. امروز دیگر باید از مرحله تولید صرف عبور کنیم و به سمت تکمیل زنجیره ارزش، توسعه برند، بازاریابی بینالمللی و تثبیت جایگاه چای ایرانی در بازارهای هدف حرکت کنیم.
طبیعی است که تحقق این هدف، مستلزم برنامهریزی همزمان برای بازار داخل و بازار صادراتی است؛ چرا که موفقیت در صادرات نباید به بهای تضعیف تنظیم بازار داخلی تمام شود.
اما این نکته ؛ هم اکنون تولید برگ سبز چای تولید داخل حدودا ۳۰ هزار تن و مصرف هم حدودا بین ۶۵ تا ۷۰ هزار تن است ، کشور هم در شرایط محاصره اقتصادی در مقابل دشمنان است ، ما در چنین وضعیتی با توجه به برندیگ و فروش در داخل که با کمبود ارز هم روبرو هستیم با راهکاری برای مارکتینگ چای ایرانی می توانیم چای ایرانی که بسیار با کیفیت است به مصرف کننده داخلی معرفی کنیم و بتوانیم در شرایط فعلی تولید با کیفیت داخلی را مصرف کنیم ؛ البته نگارنده اعتقاد به باز بودن درب اقتصاد کشور هم صادرات و هم واردات دارم ؛ اما اقتصاد کشور توسط دشمنان نشانه گرفته شده است و چاره چیست ؟
ما اکنون هر کیلو چای وارداتی از هند و سریلانکا را حدودا ۵ تا ۶ دلار هزینه می کنیم و عدد قابل توجهی است و معنی و مفهوم آن این است که باید تمرکز بر بازار داخلی داشته باشیم و ۵۰ درصد تولید داخلی را در داخل کشور مصرف کنیم و تمرکز ما بر بازار داخلی باشد و محصول داخلی را مصرف کنیم محصولی که قدرت رقابت بالایی در مقابل محصول وارداتی دارد و جالب اینکه توجه داشته باشیم رویکرد صادراتی در شرایط فعلی برای هر کیلو چای که حدودا یک دلار ارز آوری دارد نه اینکه برای کشور ارز آور نیست و بلکه می تواند برای ما ارز بری هم داشته باشد.
ما در نهایت در یک شرایط مطلوب و پس از عبوراز جنگ می توانیم به بازارهای صادراتی توجه کنیم ؛ اما باید دنبال بازارهای هدف صادراتی ای باشیم که ارزش افزوده بیشتری برای ما دارد. اکنون کشورهای سی آی اس ارز بر است ؛ اقلیم آب و هوایی گیلان که ۹۰ درصد تولید چای ایرانی را اختیار دارد با ویژگی های متعدد از کاشت تا بر داشت و فراوری ضرورت را اینگونه ایجاد می کند که در آینده به سمت کشورهایی بازارهای هدف صادراتی انتخاب شود که موجب ارز آوری گردد ؛ لذا صادرات چای با ۹۰ سنت و یا ۱/۱ دلار نه تنها ارز بری دارد بلکه به ذائقه داخل هم آسیب می زند و در نتیجه تولید با کیفیت داخل بازار بسیار خوب ایرانی را که مشتری خود را دارد را از دست خواهد داد و حتی روند این اتفاق موجب آسیب به تولید داخل و کشاورزی و اقتصاد کشاورز نیز خواهد شد.
یکی از اقدامات مهم و امیدبخش در این حوزه، تشکیل صندوق تخصصی چای است. به گفته مسئولان، “این صندوق با سرمایه ۱۷۰ میلیارد تومانی شکل گرفته و سال گذشته ۲۸۰ میلیارد تومان تسهیلات به اعضای خود پرداخت کرده است”. این رویکرد میتواند در تأمین نقدینگی، بهبود توان سرمایهگذاری باغداران و کارخانجات و تقویت زنجیره تولید نقش مؤثری ایفا کند. استمرار و تقویت چنین حمایتهایی، زمینهساز توسعه پایدار این صنعت خواهد بود.
همچنین روند احیای باغات چای، نشانهای روشن از بازگشت امید به این بخش است. طی سالهای اخیر حدود ۲۷۰۰ تا ۲۸۰۰ هکتار از باغات چای به چرخه تولید بازگشته و امسال نیز ۷۰۰ تا ۸۰۰ هکتار دیگر احیا شده است. این اتفاق، بیش از هر چیز بیانگر رضایتمندی نسبی چایکاران از سیاستهای حمایتی و اقتصادی اتخاذشده در این بخش است. هر میزان که این اعتماد تقویت شود، میتوان به افزایش سطح بهرهوری، پایداری تولید و توسعه باغات امید بیشتری داشت.
در چنین شرایطی، ضروری است دولت برای توسعه صادرات چای، برنامهای جدی، هدفمند و عملیاتی تدوین کند. با توجه به اختیاراتی که به استانداران تفویض شده، استاندار گیلان نیز میتواند با پیگیری مصوبات لازم از دولت، مسیر تولید داخل را با هدف برندینگ کردن چای تولید داخل در جهت حمایت از تولید داخل و تولید بومی که در سبد مصرف خانوارهای ایرانی دارای سهم قابل توجه ای است ؛ هموار کند. تسهیل فرآیندهای صندوق تخصصی چای برای حمایت از تولید داخل و برندینگ بازار داخل کمک به کشاورز و تولید کننده است و زنجیره ای از مزرعه تا سفره را زیر چتر حمایت پایدار قرار خواهد داد ،این مهم موجب ثبات در همه زنجیره ها برای یک برنامه بلند مدت را فراهم خواهد کرد از جمله اقداماتی است که باید در دستور
کار قرار گیرد.
در این رابطه کمیسیون کشاورزی اتاق بازرگانی گیلان پیشنهاداتی برای چای گیلان دارد که طرح این پیشنهادات و دستور استاندار گیلان با تقاضایی که در بازارهای خارجی وجود دارد می تواند زمینه صادرات چای گیلان و ارزآوری برای داخل را فراهم کند و این مبحث برنامه میان مدت و بلند مدت این پیشنهاد است ؛ اما اکنون در کوتاه مدت از طریق صندوق تخصصی چای توجه به برندینگ تولید بومی راهکار و پیشنهاد اصلی است و می تواند بازار داخل با این تصمیم بهترین سهم بازار چای تولید گیلان باشد ، نتیجه این تصمیم سازی ها بقای بازار چای تولید داخل را تضمین خواهد کرد و زنجیره ای از کشاورزی ، فراوری ، تولید و اشتغال با ثبات و ارزش افزوده پایداری دنبال شود.
چای گیلان امروز نهتنها یک ظرفیت کشاورزی، بلکه یک فرصت اقتصادی، تجاری و ملی است. اگر این صنعت با نگاه راهبردی، حمایت مؤثر و برنامهریزی دقیق همراه شود، میتواند سهم بیشتری در رونق اقتصادی استان، اشتغال روستایی، توسعه صادرات غیرنفتی و ارزآوری برای کشور ایفا کند. اکنون زمان آن رسیده است که چای ایرانی را نه فقط به عنوان یک محصول سنتی در گیلان ، بلکه به عنوان یک برند ملی با قابلیت رقابت جهانی مورد توجه قرار دهیم.
*نایب رئیس اول اتاق بازرگانی و رییس کمیسیون کشاورزی اتاق بازرگانی گیلان





















