• امروز : دوشنبه - ۱۲ مرداد - ۱۴۰۵
  • برابر با : 19 - صفر - 1448
  • برابر با : Monday - 3 August - 2026
1
خطر ناتمام؛

هشدار کوروش احمدی، دیپلمات پیشین: توقف حملات به معنای رفع تهدید نیست

  • کد خبر : 34483
  • 12 مرداد 1405 - 20:49
هشدار کوروش احمدی، دیپلمات پیشین: توقف حملات به معنای رفع تهدید نیست
او با استناد به تجربه جنگ‌های اخیر (از جمله جنگ ایران و عراق و عملیات ناتو علیه صربستان)، تأکید می‌کند که زیرساخت‌های حیاتی مانند شبکه برق، پالایشگاه‌ها، بنادر و خطوط انتقال انرژی، معمولاً در مراحل بعدی درگیری‌ها هدف قرار می‌گیرند.

انطباق: دستور دونالد ترامپ برای توقف حملات گسترده علیه ایران، اگرچه از شدت تنش‌ها کاسته است اما به هیچ‌وجه به‌معنای رفع تهدید نیست. تجربه جنگ‌های معاصر نشان می‌دهد که پایان یک دور از درگیری، لزوماً پایان خطر نیست؛ بلکه در بسیاری از موارد، تنها مقدمه ورود به مرحله‌ای پرشدت‌‌تر و پرهزینه‌تر است؛ مرحله‌ای که هدف آن ممکن است زیرساخت‌های حیاتی کشورها باشد.

تجربه جنگ‌ها همیشه و به‌ویژه طی سه، چهار دهه اخیر، نشان می‌دهد که همیشه اقدام طرف‌های درگیر علیه زیرساخت‌های حیاتی یکدیگر، یکی از گزینه‌هاست. در این جنگ‌ها، شبکه‌های برق، پالایشگاه‌ها، تأسیسات نفت و گاز، بنادر، خطوط انتقال انرژی و زیرساخت‌های حمل‌ونقل، گاه به اهداف اصلی تبدیل شده‌اند. جنگ ایران و عراق، با حمله به پالایشگاه‌ها و تأسیسات نفتی و بنادر آغاز شد و به «جنگ نفتکش‌ها» انجامید. در جنگ روسیه و اوکراین نیز حملات به شبکه انرژی و زیرساخت‌های حیاتی به یکی از مهم‌ترین ابزارهای اعمال فشار دو طرف تبدیل شده است. نمونه کلاسیک این الگو نیز عملیات ناتو علیه صربستان در سال ۱۹۹۹ در جریان جنگ کوزوو است؛ جایی‌ که ناتو پس از تضعیف توان نظامی صربستان در آخرین مرحله کوشید تا با حملات گسترده به زیرساخت‌های اقتصادی و انرژی مانند نیروگاه‌های برق، پل‌ها، راه‌ها، راه‌آهن و بسیاری دیگر میلوشویچ را به پذیرش مذاکره و شرایط خود وادار کند.

از این منظر، ایران نیز نمی‌تواند و نباید نهایتاً خود را از چنین سناریویی مصون تلقی کند. حتی اگر به‌رغم چند دور تهدید، کار تا‌کنون به حملات گسترده علیه زیرساخت‌های کشور نینجامیده نباید این وضعیت را یک قاعده دائمی تلقی کرد. هرگونه تشدید تنش می‌تواند، طرفین را به سمت راهبردی سوق دهد که هدف آن، فلج کردن توان اقتصادی و اجتماعی رقیب از طریق تخریب زیرساخت‌ها باشد.

در شرایط کنونی، سه سناریوی اصلی قابل‌تصور است که یکی از آنها گسترش جنگ به حوزه زیرساخت‌های انرژی است. سناریویی که در آن حمله به تأسیسات ایران با پاسخ متقابل ایران علیه زیرساخت‌های انرژی کشورهای منطقه همراه شود. چنین روندی نه‌تنها اقتصاد ایران بلکه امنیت انرژی خلیج‌فارس و بازار جهانی نفت را نیز با بحرانی کم‌سابقه مواجه می‌کند.

سناریوی دوم، مهار تنش از طریق بازگشت به مذاکره و احیای تفاهمات پیشین است. این گزینه، واقع‌بینانه‌ترین و مسئولانه‌ترین مسیر برای جلوگیری از ورود منطقه به چرخه‌ای از تخریب متقابل است. هرچه کانال‌های دیپلماتیک زودتر فعال شوند، احتمال جلوگیری از حمله به زیرساخت‌های حیاتی افزایش خواهد یافت؛ زیرساخت‌هایی که بازسازی آنها ممکن است مستلزم صرف سال‌ها زمان و صدها میلیارد دلار هزینه باشد.

سناریوی سوم، عقب‌نشینی کامل آمریکا از تقابل و واگذاری ابتکار عمل به ایران است؛ فرضیه‌ای که از منظر موازنه قدرت، چندان محتمل به‌نظر نمی‌رسد. پذیرش چنین وضعیتی، هزینه‌های سنگینی برای اعتبار بین‌المللی ایالات متحده و شخص ترامپ خواهد داشت و واقع‌بینانه اگر نگاه کنیم، احتمال این سناریو بالا نیست.

در این میان، یک پرسش راهبردی نیز وجود دارد؛ اینکه امنیت زیرساخت‌های انرژی کشورهای عربی تا چه‌ اندازه برای آمریکا اهمیت دارد. پاسخ به این سوال می‌تواند، رفتار آینده واشنگتن را تا حد زیادی تعیین کند. شکی نیست که هزینه تخریب این زیرساخت‌ها بسیار بالا خواهد بود. اما سوال این است که هزینه گزینه جایگزین یعنی سناریوی سوم چقدر خواهد بود. به‌علاوه سوال این است که تخریب زیرساخت‌های کشورهای منطقه تا چه‌ حد برای آمریکا و اسرائیل ممکن است، دردآور باشد. تردید نباید داشت که برای اسرائیل اصلاً دردآور نخواهد بود؛ چه اینکه جنایتکاران اسرائیلی ترجیح می‌دهند که امکانات همه کشورهای اسلامی نابود شود. از نظر آمریکا نیز اگرچه خسارت به زیرساخت‌های منطقه قطعاً از نظر افزایش بهای نفت خسارت‌بار خواهد بود اما نهایتاً این کشورها با سپرده‌های بزرگی که در غرب دارند برای بازسازی سراغ شرکت‌های آمریکایی خواهند رفت و این می‌تواند، امتیازی برای آمریکا باشد.

از سوی دیگر حفظ جریان آزاد انرژی و امنیت تنگه هرمز همچنان یکی از مهم‌ترین موضوعات اختلافی باقی خواهد ماند. هرگونه توافق پایدار ناگزیر باید راهکاری برای مدیریت این گذرگاه راهبردی و کاهش نگرانی‌های امنیتی همه بازیگران ارائه دهد؛ موضوعی که بدون گفت‌وگو میان طرف‌های درگیر دست‌یافتنی نخواهد بود.

در نهایت، اگرچه توقف موقت حملات می‌تواند فرصتی برای کاهش تنش فراهم کند اما نباید آن را پایان بحران تلقی کرد. تجربه جنگ‌های معاصر نشان داده که زیرساخت‌ها، نخستین قربانیان مرحله فرسایشی جنگ هستند. از همین‌رو اتکا به دیپلماسی و بازگشت به مسیر تفاهم نه صرفاً یک انتخاب سیاسی بلکه ضرورتی راهبردی برای جلوگیری از ورود منطقه به جنگی است که بازنده اصلی آن، امنیت، اقتصاد و ثبات همه بازیگران منطقه‌ای خواهد بود.

لینک کوتاه : https://entebaagh.ir/?p=34483

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.