انطباق: اکبر عبدی در دورانی وارد سینمای ایران شد که شرایط برای بازیگر شدن هم بسیار سخت بود جه برسد به ستاره شدن. عبدی بعد از یک انقلاب بزرگ و دگرگون کننده که ماهیت اسلامی داشت وارد حرفه بازیکری شد.
رویداد۲۴ نوشت: در زمانهای که اصلاً مشخص نبود قرار است سینمایی باشد. عبدی در چنین فضایی تبدیل شد به مهمترین سیتاره سینمای ایران. ستارهای که سینمای خالی از جذابیت و طنز ایران را صاحب بازیگری کرد که قادر بود هر نقشی را با هر میزان از تفاوت درخشان بازی کند. تماشاگر ایرانی زمانی که به کارنامه بازیگری اکبر عبدی نگاه میکند نمیتواند او را در قالب یک تیپ یا کاراکتر مشخص محدود کند. اکبر عبدی را نمیتوان تنها با یک تیپ خاص به یاد آورد. او هیچ گاه در یک قالب خاص محدود نشد. تماشاگران قدیمی سینمای ایران خسرو شکیبایی را به عنوان مرد روشنفکر شوریده حالی که توسط جامعه اطرافش درک نمیشد پذیرفته بودند یا جمشید هاشم پور را با بدن بورزیده و حضور مداومش در سینمای اکشن ایران به خاطر میآورند. اما اکبر عبدی در هر فیلم یا هر سریالی در قالب تازهای فرو میرفت. در بازم مدرسهام دیر شد پسر بچه چاق و شیطانی بود که هر روز بنا به دلیلی دیر به مدرسهاش میرسید، در اجاره نشینها سر دسته مستاجرانی بود که قصد داشتند در رقابت با مباشر خانه ورثهای رام دام دار را صاحب شوند، در آدم برفی زن پوشی را تجربه کرد و در فانتزی خاطره انگیز دزد عروسکها در قالب پسر کودنی فرو رفت که میخواست در شرارت مانند مادر جادوگرش باشد، در مادر پسر عقب مانده خانواده بود که با معصومیتش دل تماشاگر را به دست میآورد و… این حجم از تنوع و تفاوت را در کارنامه هیچ بازیگری از سینمای ایران نمیتوان مشاهده کرد. اکبر عبدی شبیه هیچ بازیگری در سینمای ایران نبود. قبل از انقلاب به رضا بیک ایمانوردی لقب مرد هزار چهره سینمای ایران را داده بودند، اما اگر بخواهیم تنها یک نفر را شایسته چنین لقبی بدانیم او اکبر عبدی است. بازیگری که تنوع حیرت انگیز نقشهایش که با استعداد ذاتی او برای بازی در فیلمها همراه شد نشان داد که بدون تحصیل هم میتوان تبدیل به هنرپیشهای درجه یک شد.
درخشش خیره کننده عبدی یک بار دیگر به این پرسش دامن زد که آیا برای تبدیل شدن به یک بازیگر طراز اول به تحصیلات آکادمیک نیاز داریم؟ پاسخ روشنی برای این سوال وجود ندارد، اما حداقل میتوان با اطمینان گفت اکبر عبدی مثال نقضی برای این موضوع است. بازیگر درجه یکی که بدون تحصیلات دانشگاهی و تنها با تکیه بر استعداد ذاتی که داشت تبدیل به مهمترین ستاره کمدی سینمای ایران در سالهای پس از پیروزی انقلاب شد.
اکبر عبدی کیست؟
اکبر عبدی آقاباقر در ۴ شهریور سال ۱۳۳۹ در محله نازی آباد به دنیا آمد. عبدی اصالتاً به روستای آقا باقر اردبیل تعلق دارد و این ریشه خانوادگی باعث شد تا در سال ۱۳۹۴ از شهردار وقت اردبیل کلید طلایی این شهر را دریافت کند. عبدی در سال ۱۳۵۸ مدرک دیپلم خود را دریافت کرد و بعد از آن با حضور در نمایشهای آماتوری خیلی زود به تلویزیون در سریال مثل آباد حضور پیدا کرد. مثل در زمانه قحطی سرگرمی در سینمای ایران تبدیل به یکی از مشهورترین سریالهای تلویزیون شد. مثل آباد توانست نسل تازهای از بازیگران را به سینمای ایران معرفی کند که همه آنها بعدها تبدیل به ستارگان طراز اول سینمای ایران شدند. بازیگرانی مانند اکبر عبدی، حمید جبلی، آتیلا پسیانی و مرتضی ضرابی. اما در میان این بازیگران عبدی بیش از همه درخشید. در سریالهای محله بروبیا و محله بهداشت توانایی بالایش در تیپ سازی را نشان داد. تیپ بشر اولیه که توسط او در این سریال به بهترین شکل ممکن بازی شد هنوز از تیپهای خاطره انگیز تلویزیون برای کودکان ایرانی است. اما در سال ۱۳۶۳ و با حضور در سریال بازم مدرسهام دیر شد بود که اکبر عبدی تبدیل به یک خاطره جمعی در میان بچههای دهه شصت شد. بازی درخشان او در نقش بچه سر به هوایی که هر بار به دلیلی دیر به مدرسه میرسد از او ستارهای ساخت که محبوب تمام مردم ایران است. عبدی سال ۱۳۶۳ اولین فیلم سینمایی خود یعنی جنجال بزرگ را بازی کرد تا حضور در سینما را هم تجربه کند. اما این حضور در فیلم اجاره نشینها بود که نشان داد عبدی چه توانایی بالایی در بازیگری دارد. حضور در فیلمی از مشهورترین کارگردان سینمای ایران یعنی داریوش مهرجویی و حضور در کنار ستارگانی مانند عزت الله انتظامی، ایرج راد و حمیده خیرآبادی با آن سابقه درخشان و طولانی در سینما و تئاتر نه تنها باعث هراس عبدی نشد بلکه بازی او به قدری بی نظیر بود که آق قندی را در کنار عباس آقا سوپر گوشت تبدیل به مهمترین شخصیت بهترین کمدی سینمای ایران تا به امروز کرد. اثبات توانایی در اجاره نشینها باعث شد عبدی مورد توجه کارگردانان بزرگ سینمای ایران قرار بگیرد.
علی حاتمی در نقش غلامرضا پسر شیرین عقل خانواده فیلم مادر استفاده کرد. نتیجه درخشان بود. بازی استثنایی عبدی برای او سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را به ارمغان آورد. بعد از این فیلم که راه برای حضور در فیلمهای کارگردانان بزرگ سینمای ایران مهیا شد. ناصر تقوایی، محسن مخملباف، محمدرضا هنرمند، ابوالحسن داوودی، داوود میرباقری، ایرج طهماسب، همایون اسعدیان و… تنها تعدادی از کارگردانان مشهوری بودند که عبدی با آنها همکاری کرد. نکته شگفت انگیز درباره عبدی این است که با بالا رفتن سن اُفت نکرد. تواناییاش در تیپ سازی به کمک او آمد تا خودش را در سینمای بی رحم ایران حفظ و نقشهای درخشان بیشتری بازی کند. بازی بی نظیر و درخشانش در نقش مادر رضا عطاران در فیلم سینمایی خوابم میاد و حضور ماندگارش در نقش کوتاه، اما به شدت تاثیر گذار یارولی نامی دده بالا فیلم نان، عشق و موتور ۱۰۰۰ موید این موضوع است. عبدی این توانایی عجیب و غریب را داشت که تیپهای مختلفی را که بازی میکرد تبدیل به خاطره جمعی تمام ایرانیان کند. بعید است کسی یاد آدم برفی بیاُفتد و حضور متفاوت عبدی در نقش زنی بنام درنا را فراموش کند. اما این کارنامه بی نظیر حسرتهای زیادی را هم به دنبال داشت.
حسرتهای مرد هزار چهره سینمای ایران
اکبر عبدی فیلمها و سریالهای بد زیادی در کارنامه کاری خودش داشت. فیلمها و سریالهایی که بعید است هیچ کس حتی نام آنها را به خاطر سپرده باشد. عبدی استعدادش را احتمالاً برای کسب درآمد بیشتر در این فیلمها و سریالها هدر داد تا یک بار دیگر ثابت شود سینمای ایران اُستاد هدر دادن استعدادهای درخشانی است که در آن به رشد و شکوفایی میرسند
بیایید فرض کنیم عبدی در سینمای آمریکا و در کارخانه رویاسازی هالیوود ظهور میکرد. آیا نمیتوانست یک جری لوئیس یا اُلیور هاردی باشد؟ آیا نمیتوانست به اندازه نورمن ویزدم یا هارولد لوید (با همه تفاوتهایی که با آنها داشت) مشهور و جهانی شود؟ پاسخ به این سوالات مثبت است. عبدی استعداد فراوانی داشت و گاهی یک سکانس برای نشان دادن این استعداد کافی بود. پلان رقصیدنش در اجاره نشینها در سینمای بی رنگ و بوی دهه شصت سینماهای ایران را منفجر کرد و سکانس بوسیدن چادر مادر در فیلم مادر تبدیل به یک نوستالژی عمومی از عشق فرزند به مادر در سینمای ایران شد. اما استعداد چنین بازیگری به راحتی مصرف شد و هدر رفت تا یک بار دیگر ثابت شود سینمای ایران بیش از هر چیز اُستاد کشتن استعدادهایی است که خود زمینه را برای رشد آنها مهیا کرده است. بعد از عبدی ستارگان طنز زیادی وارد سینمای ایران شدند، اما هیچ کدام عبدی نشدند به یک دلیل خیلی ساده؛ عبدی ذاتاً آرتیست بود. او ذاتاً هنرپیشه بود و این را میشد در تک تک پلانهایی که بازی کرده ملاحظه کرد. پلانهایی که هر کدام از آنها تبدیل به یک نوستالژی دسته جمعی برای ایرانیانی شده که عبدی بخشی از حافظه جمعی آنها بود.





















