انطباق: بازتاب نگرانیهای سیاسی و امنیتی، امروز بیش از هر وقت دیگری در وضعیت بازار مشاهده میشود. جهش قیمتها در بازار طلا، سکه و ارز، تنها نتیجه نوسانهای اقتصادی نیست؛ بلکه پاسخی است به مجموعهای از تحولات منطقهای، فشارهای ژئوپلیتیک و التهابات اجتماعی که در هفتههای اخیر شدت گرفته است.
در چنین شرایطی، طلا که همیشه پناهگاه سنتی سرمایه بوده، اکنون به نماد «گریز از آینده نامعلوم» تبدیل شده است. رسیدن قیمت هر گرم طلای ۱۸ عیار به حدود ۱۹ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان، نشان میدهد که جامعه نهتنها از تورم داخلی نگران است، بلکه از تحولات منطقهای و احتمال گسترش درگیریها نیز تأثیر میپذیرد. هر بار که تنشها در مرزهای ایران یا در نقاط حساس منطقه افزایش مییابد، بازار طلا در داخل کشور واکنشی سریع و شدید نشان میدهد؛ گویی مردم پیش از آنکه تحلیل اقتصادی کنند، به نشانههای امنیتی گوش میسپارند.
آشفته بازار ارز و سپری از جنس سکه
سکه امامی که حالا از ۲۰۲ میلیون تومان عبور کرده، به شاخص دیگری از این نگرانیها تبدیل شده است. رشد حباب سکه در روزهای اخیر نشان میدهد که تقاضا برای داراییهای قابلحمل و غیرقابلردیابی افزایش یافته؛ رفتاری که معمولاً در دورههای بیثباتی سیاسی و احتمال تشدید درگیریها دیده میشود. در چنین فضایی، سکه نهفقط یک ابزار سرمایهگذاری، بلکه یک سپر روانی است؛ سپری که مردم با آن در برابر آیندهای مبهم احساس امنیت بیشتری میکنند.
در همین حال، دلار که به محدوده ۱۵۶ هزار تومان رسیده، بیش از هر چیز بازتابدهنده بیاعتمادی به ثبات سیاسی و اقتصادی است. دلار در ایران همیشه شاخصی سیاسی بوده و هر جهش آن، پیام روشنی درباره وضعیت کلی کشور دارد. افزایش اخیر دلار را نمیتوان بدون توجه به تحولات منطقهای تحلیل کرد. سایه درگیریهای نظامی، تهدیدهای متقابل، تحرکات نیروهای خارجی در منطقه و گمانهزنیها درباره احتمال گسترش جنگ، همگی بهطور مستقیم بر انتظارات مردم اثر گذاشتهاند. در چنین شرایطی، دلار به ابزاری برای سنجش «ریسک سیاسی» تبدیل میشود.
خریدهای هیجانی در شرایط جنگی
اما آنچه این وضعیت را پیچیدهتر میکند، تأثیر اجتماعی این تحولات است. افزایش قیمتها در این سطح، شکاف طبقاتی را عمیقتر میکند و فشار روانی بر طبقه متوسط را افزایش میدهد. خانوادههایی که تا چند سال پیش میتوانستند با پساندازهای کوچک خود سکه یا طلا بخرند، امروز از این بازارها بیرون رانده شدهاند. این حذف تدریجی طبقه متوسط از بازارهای سرمایهای، پیامدهای اجتماعی مهمی دارد؛ از افزایش نارضایتی گرفته تا کاهش احساس امنیت اقتصادی.
در کنار این عوامل، تحولات سیاسی داخلی نیز نقش مهمی در شکلگیری این وضعیت دارند. سیاستگذار در ماههای اخیر بیشتر در حالت واکنشی بوده تا کنشی. پیامهای متناقض، تصمیمهای کوتاهمدت و نبود چشمانداز روشن، باعث شده بازارها به کوچکترین سیگنالها واکنشهای بزرگ نشان دهند. در چنین فضایی، حتی شایعات مربوط به احتمال درگیری نظامی یا تغییرات سیاسی، میتواند موجی از خریدهای هیجانی ایجاد کند.
در مجموع، بازار امروز ایران تنها بازتابدهنده وضعیت اقتصادی نیست؛ آینهای است که در آن نگرانیهای سیاسی، تحولات منطقهای، سایه جنگ و اضطراب اجتماعی همزمان دیده میشود.
قیمتهای امروز فریاد میزنند که جامعه در حالت «انتظارِ بحران» قرار دارد؛ انتظاری که اگر با سیاستگذاری شفاف و مدیریت مؤثر همراه نشود، میتواند به بیثباتیهای عمیقتر منجر شود.




















