آنچه بیش از هر چیز جلب توجه میکند، همزمانی انتشار گزارشهای مشابه در رسانههایی مانند والاستریت ژورنال، سیانان، سیبیاس و اکسیوس است؛ گزارشهایی که همگی از بررسی طرحهای حمله جدید علیه ایران خبر میدهند، هرچند تاکید دارند هنوز دستور نهایی صادر نشده و همچنان احتمال بازگشت به مسیر دیپلماسی وجود دارد.
بازگشت گزینه نظامی به صدر تصمیمات کاخ سفید
در هفته گذشته، کاخ سفید بارها اعلام کرده بود که پنجره دیپلماسی هنوز بسته نشده است. اما حمله موشکی ایران به نیروهای آمریکایی در اردن و ادامه اختلافها بر سر پرونده هستهای و وضعیت تنگه هرمز، معادلات واشنگتن را تغییر داده است.
والاستریت ژورنال به نقل از مقامهای آمریکایی گزارش داده است که ترامپ در نشست کمپ دیوید، طرح حمله جدید علیه ایران را تایید کرده و عملیات میتواند از آخر هفته آغاز شود؛ هرچند اجرای آن همچنان به تصمیم نهایی رئیسجمهور آمریکا و احتمال پیشرفت مذاکرات بستگی دارد. یکی از سناریوهای مطرح، یک کارزار هوایی فشرده دو هفتهای برای کاهش توان موشکی ایران است.
همزمان، سیانان نیز گزارش داده پنتاگون گزینههای مختلفی را آماده کرده که از حملات محدود تا بمباران گسترده مراکز موشکی و حتی برخی زیرساختهای هستهای را شامل میشود. با این حال، منابع آمریکایی تاکید کردهاند هنوز هیچ تصمیم قطعی اتخاذ نشده است.
چرا زیرساختهای انرژی به هدف احتمالی تبدیل شدهاند؟
یکی از مهمترین نکات گزارشهای اخیر، مطرح شدن احتمال حمله به زیرساختهای انرژی ایران است؛ موضوعی که پیش از این کمتر به صورت علنی درباره آن صحبت شده بود.
به نوشته رسانههای آمریکایی، برخی مقامهای کاخ سفید معتقدند ضربه به پالایشگاهها، نیروگاهها و شبکه انرژی میتواند هزینه ادامه جنگ را برای تهران افزایش دهد. حتی در برخی گزارشها از بررسی سناریوی قطع برق گسترده در تهران نیز سخن گفته شده است.
اما همین گزینه، بیشترین اختلاف را میان مشاوران ترامپ ایجاد کرده است؛ زیرا حمله به زیرساختهای انرژی ایران میتواند با پاسخ متقابل تهران علیه تأسیسات نفتی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس یا پایگاههای آمریکا در منطقه همراه شود؛ رخدادی که احتمال جهش دوباره قیمت نفت و اختلال در بازار جهانی انرژی را به دنبال خواهد داشت.
تهران نیز از «طرح پاسخ جامع» سخن میگوید
در مقابل این گزارشها، رسانههای نزدیک به نهادهای امنیتی ایران از آماده بودن سناریوی پاسخ خبر دادهاند. به گفته یک مقام ارشد امنیتی که سخنانش در رسانههای داخلی منتشر شده، در صورت حمله آمریکا یا اسرائیل، ایران زیرساختهای حیاتی اسرائیل و همچنین تأسیسات انرژی آمریکا در سراسر منطقه را هدف خواهد گرفت.
همزمان، تنش بر سر تنگه هرمز نیز ادامه دارد. سپاه پاسداران از تیراندازی هشداردهنده به دو کشتی خبر داده و مقامهای ایرانی همچنان بر محدودیت عبور و مرور در این آبراه تاکید میکنند، اما فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا (سنتکام) اعلام کرده تنگه همچنان باز است و کشتیرانی ادامه دارد. این اختلاف روایتها خود به یکی از محورهای اصلی جنگ روانی دو طرف تبدیل شده است.
ترامپ؛ از مذاکره تا تهدید
دونالد ترامپ در تازهترین اظهارات خود، ایران را کشوری «سرسخت» توصیف کرده، اما همزمان مدعی شده دیگر به مذاکرات اعتماد ندارد.
او گفته است تهران هنگام ادامه مذاکرات به نیروهای آمریکایی حمله کرده و همین مسئله باعث شده اعتمادش از بین برود. ترامپ همچنین هشدار داده اگر ایران مواضع خود را تغییر ندهد، «ضربهای بسیار بزرگتر» دریافت خواهد کرد.
مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا نیز در گفتوگو با فاکسنیوز تاکید کرده جمهوری اسلامی دیگر نمیتواند روی مذاکرات بدون هزینه حساب کند و دولت ترامپ آماده اقدام نظامی است اگر دیپلماسی نتیجه ندهد.
چرا هنوز دستور حمله صادر نشده است؟
اگرچه فضای رسانهای از نزدیک بودن حمله سخن میگوید، اما تقریباً همه گزارشهای معتبر آمریکایی روی یک نکته اتفاق نظر دارند: هنوز تصمیم نهایی گرفته نشده است. علت این احتیاط، صرفاً نگرانیهای سیاسی نیست.
بر اساس گزارش والاستریت ژورنال و تحلیلهای منتشرشده در رسانههای آمریکایی، مقامهای نظامی درباره کاهش ذخایر برخی مهمات پیشرفته، خطر گسترش جنگ به سراسر منطقه، حملات احتمالی ایران به تأسیسات نفتی خلیج فارس و شوک دوباره به بازار جهانی انرژی هشدار دادهاند. همین عوامل باعث شده کاخ سفید همچنان میان گزینه تشدید جنگ و بازگشت به مذاکره در رفتوآمد باشد.
جنگی که بیش از میدان نبرد، میدان محاسبات است
آنچه امروز بیش از هر زمان دیگری دیده میشود، استفاده همزمان از فشار نظامی و فشار روانی است.
واشنگتن با انتشار خبر آماده بودن طرحهای حمله، تلاش میکند تهران را به عقبنشینی در مذاکرات وادار کند؛ در مقابل، ایران نیز با اعلام آمادگی برای حمله به زیرساختهای انرژی آمریکا و اسرائیل، در پی افزایش هزینه هرگونه اقدام نظامی است.
موج اخیر اخبار، اگرچه احتمال وقوع حملات جدید را افزایش داده، اما بیش از آنکه نشانه قطعی آغاز جنگی تازه باشد، بخشی از ابزار فشار در آستانه یک تصمیم بزرگ سیاسی است. با این حال، تجربه ماههای گذشته نشان داده که فاصله میان جنگ روانی و رویارویی واقعی در خاورمیانه میتواند بسیار کوتاه باشد.





















