یادداشت اختصاصی – فرزین عسگری: یکی از اساسی ترین مشکلاتی که فضای اجتماعی و فکری جامعه در همه رده ها را مسموم کرده است، عدم پذیرش واقعیت است. به این شکل که ناظر کوچکی همانند من هم هنگام مشاهده رفتار دولت مردان و اهل رسانه حس میکند گویی در حال مشاهده دعوای تعدادی کودک خردسال نشسته است که همگی بی هیچ منطقی در حال دعوا بر سر اسباب بازی هستند که مادر قبلا پنهان کرده است!
مسئولین کشور همچنان بر اشتباهات قبلی اصرار می ورزند بطوری که با قاطعیت گفت این تصمیم گیری غیر موثر و درک غیر صحیح بیشتر یک اشتباه ساختاریست تا یک اشتباه فردی.
از طرف دیگر افراد مثلا با نفوذ،اهل رسانه،مثلا اصلاح طلب یا به هر شکل منتقد هم بجای اینکه سعی در به ریل صحیح انداختن این قطار داشته باشند نشسته اند و از سوژه جالب تازه یافت شده نقد غیر سازنده میکنند یا به نوعی سنگ اندازی های دوستان را تلافی میکنند.
اگر دولت نمیپذیرد که نباید پول چاپ کند انان هم که رسالت به ریل صحیح انداختن این قطار را دارند درک نکرده اند که نمیشود تنها با گوشه کنایه زدن و یا ایراد گرفتن خالی از دولت، مسئولین یا حتی نظام پیشرفتی داشت. برای احیا دموکراسی امروز نیاز ما اتحادی مردمی به رهبری کسانی است که هم صاحبنظر باشند هم بتوانند سخن خود را به موثرترین شکل به گوش حکومت برسانند.
امثال اقای حسینی که امروز به اثرات تک تک مشکلات عمیق این مملکت حمله میکنند بدانند که لالایی انها بزرگترین خیانت به کشور است. قبل از شما کسانی بوده اند که با درکی بسیار بسیار عمیقتر از شما به مناصبی بالاتر از انچه شما سودای انرا در سر میپرورانید رسیده اند ولی در نهایت درک نکردند که قدرت مبتنی بر رسانه و حمایت مردمیست که مثمر ثمر واقع میشود نه قدرت ناشی از منصب.درک غلطی که سر بزنگاه نه تنها باعث اتخاذ تصمیمات غلط تاریخی شد بلکه در نهایت بجای یک قهرمان ملی تنها عنوان تدارکاتچی را برای ایشون به ارمغان اورد. امروز معیار عمل است! اگر واقعا قصد دارید که اصلاحاتی را رقم بزنید به اتحاد تمامی فضای منتقد بپردازید؛حرف درست زمانی به کرسی مینشیند که تمام اهل تفکر یکصدا انرا بخواهند و صدا بزنند و مردم هم پشت انها در بیایند؛ یک مطالبه گری عمومی!
فشار اقتصادی که مردم تحمل میکنند را عینا دولت هم تحمل میکند.تاکید میکنم دولت نه افراد حقیقی که در این مناصب هستند به همین دلیل مطمئنم راهکار های سیاسی و اقتصادی صحیحی حداقل بصورت موقت توسط دولت اتخاذ خواهند شد اما انچه به شکل جبران ناپذیری در حال صدمه دیدن است جامعه ایرانیست که درگیر یک سیکل مخرب شده است.نمیخواهم این مشکل را بصورت خطی بررسی کنم ولی فکر میکنم اگر مطالبه گری و روحیه ازادیخواهی در مردم بمیرد تلفاتش در دراز مدت برای این مرز و بوم بسیار بیشتر از تورم دو رقمی است.
امروز انچه هست باید پذیرفته شود هر چه کتمان کنیم واقعیت را و شکاف میان باورهایمان و حقیقت را پنهان کنیم تنها به مشکلات دامن زده ایم. فکر میکنم نقدا رسالت اهل رسانه تقویت پیوند میان دانشگاه و جامعه است.اگر تحلیل ها و اعتماد مردم به اساتید مطرح دانشگاهی برگردد یک قدم بزرگ برداشته شده است. دومین موضوع انقدر سخت است که حتی گفتنش هم بظاهر بیهوده میرسد اهمیت جمع اوری تمام منتقدان اعم از اندیشه ورزان و مسئولین و اساتید دانشگاه و متخصصان و مردم را زیر یک پرچم است. اگر روزی بصورت خودجوش اصلاحاتی بوجود امد چون نیازی وجود داشت. امروز اگرچه این نیاز بیش از پیش است ولی مطالبه گری ان کمی کاهش پیدا کرده است و وظیفه ما احیای این نیاز و همچنین پاسخ دادن به این نیاز به شکل صحیح با جمع اوری نیرو های متفکر و موثر باقی مانده زیر پرچمی با تفکر انتقاد سازنده و عملگرایی است. اگر همچین ساختار مردمی با رهبری افراد تاثیر گذار و همفکری اندیشه ورزان تشکیل شود انروز نه تنها مطالبه گری های مردم بگوش مسئولین میرسد بلکه حتی بالحبار باید به خواسته های مردم تن بدهند در عوض اگر همچین نیازی امروز و به شکل صحیح پاسخ داده نشود دوباره سودحویان به همان شکل که دوست دارند به ان جهت داده و لاشخور ها از امید جامعه برای منافع شخصی استفاده خواهند کرد.
رسالت امروز اهل رسانه چیزی جز این نیست وگرنه همه میدانیم که صدای یک فرد منتقد در این ساختار به جایی نمیرسد هر چند دل عده ای خنک شود!
امروز ازادی یک مملکت به جسارت مردان میدان تفکر گره خورده است!
شکاف عمیق اندیشه ورزی در کشور
امثال اقای حسینی که امروز به اثرات تک تک مشکلات عمیق این مملکت حمله میکنند بدانند که لالایی انها بزرگترین خیانت به کشور است. قبل از شما کسانی بوده اند که با درکی بسیار بسیار عمیقتر از شما به مناصبی بالاتر از انچه شما سودای انرا در سر میپرورانید رسیده اند ولی در نهایت درک نکردند که قدرت مبتنی بر رسانه و حمایت مردمیست که مثمر ثمر واقع میشود نه قدرت ناشی از منصب.
لینک کوتاه : https://entebaagh.ir/?p=5921
- نویسنده : فرزین عسگری
- يک دیدگاه
متن خوبی بود، گفته ای که همه میدانند ولی همتی برای عمل نیست