اختصاصی انطباق- مهدی کارگر گرانسایه: یک سال پس از انتخابات ریاستجمهوری، نگاه افکار عمومی در گیلان هنوز پرسشهای جدی و ناگفتهای را بهسوی جریانهای حامی دکتر پزشکیان نشانه گرفته است؛ جریانهایی که با صدای بلند برای تغییر پا به میدان گذاشتند، اما امروز در هیاهوی انتصابات و سکوت سیاسی گم شدهاند.
مردم میپرسند: کجاست آن شور انتخاباتی؟ کجاست آن نسخههای فوری برای نجات اقتصاد و زندگی مردم؟
چرا همان چهرههایی که در فصل انتخابات با عدد و آمار عملکرد گذشته را نقد میکردند، اکنون که دولت همسو در قدرت است وخروجی قابل سنجشی ارائه نمیدهد و مسئولیت اجتماعی خود را به عقب میراند، سکوت اختیار کردند؟
در استان گیلان، بیش از سی جریان و گروه سیاسی در صف حامیان دولت قرار داشتند، اما مرور عملکرد یکسال گذشته تصویر روشنی ارائه نمیدهد و
کارگروههای تخصصی منسجم تشکیل نشد، اولویتهای استانی تدوین نشد و پیشنهادهای راهبردی بهجای ورود به میدان عمومی، در اتاقهای بسته باقی ماند.
در مقابل، رقابت برای انتصابات، سهمخواهی و صفبندی پشت پرده بیش از هر چیز به چشم آمد؛ تا جایی که برخی کمیتههای انتصابات پس از رسیدن اعضایشان به سمتهای مطلوب، عملاً از کار افتادند. همین واقعیت ها را افکار عمومی به تندی قضاوت میکند:
آیا این جریانها واقعاً برای حل مسائل مردم آمده بودند یا تنها برای سهم گرفتن در قدرت؟
این روزها پاسخهای تکراری برخی حامیان دولت در تهران و استانها—«اختیار نداریم»، «زمان بدهید»، «وارث مشکلات گذشتهایم»—دیگر برای مردم گیلان قانعکننده نیست. افکار عمومی بهحق میپرسد:
اگر راهکاری نداشتید، چرا نسخه مینوشتید؟ اگر اختیار نداشتید، چرا امید ساختید؟
در شرایطی که بحرانهای اقتصادی، معیشتی و محیطزیستی استان گیلان هر روز برجستهتر میشود، مردم انتظار دارند حامیان دولت با همان جسارت انتخاباتی، اکنون در میدان پیشنهاد و عمل حاضر شوند.
هیچکس انتظار ندارد فعالان سیاسی مانع دولت شوند؛ اما انتظار میرود کمک کنند، مشورت دهند و ظرفیت اجتماعی خود را بهکار بگیرند.
اعتباری که اصلاحطلبان گیلان در انتخابات هزینه کردند، نباید قربانی سکوت و سهمخواهی عدهای محدود شود.
امروز زمان تعیین مرزهاست:
جدا کردن صف فعالان دغدغهمند مردم از فرصتطلبانی که سیاست را ابزار معیشت شخصی میدانند.
این جداسازی تنها راه حفظ سرمایه اجتماعی است؛ وگرنه فردا هیچ حقی برای مطالبهگری باقی نخواهد ماند.
تاریخ سیاسی استان گیلان در حال نوشتن یک سطر کلیدی است:
«آیا جریان حامی دکتر پزشکیان در گیلان به میدان عمل قدم گذاشت یا به تماشاگر قدرت تبدیل شد؟»
پاسخ به این پرسش نه در بیانیهها، بلکه در اقدامات قابل سنجش روشن میشود.
پیشنهادهای عملیاتی برای احزاب و فعالان حامی دولت در گیلان
۱️⃣ تشکیل فوری کارگروههای تخصصی استانی
با حضور اقتصاددانان، اساتید دانشگاه، فعالان اجتماعی و بخش خصوصی—خروجی ماهانه، گزارش عمومی، مسئولیتپذیری مشخص.
۲️⃣ تهیه «۱۰ اولویت فوری استان» با شاخصهای قابل سنجش
نه شعار. نه کلیگویی.
نمونه: کاهش نرخ بیکاری جوانان در شهرهای ساحلی، احیای تالاب انزلی، اصلاح وضعیت پسماند شهری، گردشگری چهار فصل، صنایع تبدیلی کشاورزی.
۳️⃣ تدوین «برنامه مطالبهگری همسو»
انتقاد مسئولانه همراه با راهکار اجرایی؛ نه سکوت مطلق و نه تقابل بیثمر.
۴️⃣ انتشار گزارشهای فصلی عملکرد جریانهای حامی دولت
اگر اعتباری هزینه کردهاید، نشان دهید برای آن اعتبار چه میکنید.
۵️⃣ تربیت چهرههای جدید برای آینده سیاسی استان
اتکا به نسل ثابت، یعنی خشکشدن جریان.
استان نیاز به چهرههای جدید با قدرت تحلیل و مهارت گفتوگو دارد.
۶️⃣ مرزبندی علنی با سهمخواهان و فرصتجویان
نه در پشت پرده؛
در میدان عمومی و شفاف.
این تنها راه بازسازی اعتماد اجتماعی است.
جریان حامی پزشکیان در آزمون عملگرایی یا سقوط اجتماعی؟
اصلاحطلبان گیلان؛ از وعدههای آتشین تا سکوت سنگین
اختصاصی/ چرا همان چهرههایی که در فصل انتخابات با عدد و آمار عملکرد گذشته را نقد میکردند، اکنون که دولت همسو در قدرت است وخروجی قابل سنجشی ارائه نمیدهد و مسئولیت اجتماعی خود را به عقب میراند، سکوت اختیار کردند
لینک کوتاه : https://entebaagh.ir/?p=31896





















